سارا کریمی
کد خبر: ۸۲۵۹۱۶
تاریخ انتشار: ۰۵ اسفند ۱۳۹۸ - ۲۱:۴۳ 24 February 2020
NLP چیست؟ و کاربرد "ان ال پی" در زندگی چه می‌باشد؟

بیشتر مردم فکر می‌کنند انسان‌هایی موفق هستند که از در و دیوار برای ان‌ها شانس و اقبال می‌بارد، چنین افرادی زندگی را یک پیکار می‌انگارند پیکاری برای یافتن طلسم خوشبختی، اما علم "ان ال پی" می‌گوید: زندگی پیکار نیست بلکه یک بازی است. این بازی مثل هر بازی دیگر راه و روشی برای برنده شدن، قانون و اصول دارد. پیروان "ان ال پی" سعی می‌کنند با الگو برداری از آدم‌های موفق پی به این قانون برده، رموز موفقیتشان را بفهمند. آن‌ها با دقت تفحس در افکار و اعمال انسان‌ها به نتایج جالبی دست یافته اند. از جمله این که انسان‌های ناموفق غالبا افرادی هستند که از کاه، کوه میسازند، استعداد و توانایی‌های خود را نمی‌شناسند و به جای تلاش کردن، رویداد‌ها و حوادث زندگی را غیر منطقی و با دیدی منفی تجزیه و تحلیل می‌کنند.

به عنوان مثال، اگر یکبار شکست بخورند به لیاقت خود شک کرده، فورا تخلیه انرژی شده، دست از تلاش برمی دارند، به عبارتی به دلیل ترس از شکست، شکست می‌خورند!

انسان‌های موفق آدم‌های هستند که به توانایی‌های خود ایمان دارند، آن‌ها معمولا کوه مشکلات را، چون کاه می‌بینند وهرگز با دیدن موانع یا پس از شکست ناامید نشده، دست از تلاش بر نمی‌دارند و راه دیگری برای رسیدن به آرمانشان می‌یابند.

برنارد شاو می‌گوید: " وقتی جوان بودم متوجه شدم که از هر ۱۰ کاری که انجام می‌دهم ۹ بار با شکست مواجه می‌شوم و، چون نمی‌خواستم تسلیم شوم و شکست را بپذیرم، بنابراین آموختم که هر کاری را ۱۰ بار انجام دهم" 
یا وقتی که از پطرکبیر دلیل موفقیت هاش را می‌پرسند، در جواب پاسخ می‌دهد: "آن قدر شکست خوردم تا راه شکست دادن را آموختم. "

بدون آگاهی از قانون معنویت نمی‌توان در بازی زندگی برنده شد و برای برنده شدن باید ایمان داشت که قادر به پیروزی هستیم. با این ایمان توانایی هایمان رشد پیدا می‌کند و همین باعث موفقیت می‌شود این پیروزی متقابلا باعث تقویت ایمان می‌شود و ...

این دور تسلسل مدام ادامه دارد. هر چه موفقیت‌ها بیشتر شود فرد ایمانش به لطف خالق توانا و توانایی‌های خود بیشتر می‌شود و هر چه ایمان قویتر شود، موفقیت بیشتر و سهل الوصول‌تر می‌گردد... آن موقع است که سایرین می‌گویند برای فلان شخص از در و دیوار شانس می‌بارد و تقویت ایمان با قوانین ذهنی در ارتباط است.

ذهن سه بخش دارد، ذهن نیمه هشیار، ذهن هوشیار و هوشیاری برتر.

ذهن نیمه هوشیار توان فهم و استنباط ندارد و بدون مسیر و جهت هر فرمانی به آن بدهند همان را انجام می‌دهد و ذهن هوشیار ذهن بشری است. زندگی را به همان شکلی که به نظر می‌رسد می‌بینید. تنها چیز‌هایی است که محسوس و مدلل است را قبول می‌کند.

ذهن هوشیار مرگ، بیماری؛ فقر و بلا را مشاهده می‌کند و بر ذهن نیمه هوشیار اثر می‌گذارد و هوشیاری برتر یعنی آن ذهن الهی که درون هر انسانی وجود دارد. هوشیاری برتر، قله آرمان‌های انسانی و عرصه طرح الهی است. افلاطون معتقد است هر انسانی صاحب "طرح الهی" است و آن را الگوی کامل نامیده است، جایی هست که جز تو هیچ کس نمی‌تواند آن را پر کند. کاری هست که جز تو هیچ کس قادر به انجامش نیست.

این طرح در هوشیاری برتر انسان دارای تصویری است که در نهایت کمال و معمولا به صورت آرمانی دست نیافتنی یا آرزوی رویایی – که برآوردنش محال به نظر میرسد- در ذهن هوشیار جلوه می‌کند.

 ان ال پی؛ هنر، پیروز شدن در بازی زندگی را هدایت بخش نیمه هوشیار ذهن می‌داند و برای درست جهت بخشیدن به ذهن نیمه هوشیار باید از قوانین ذهنی و معنوی اطلاع داشته باشیم.

پاره‌ای از این قوانین به صورت اختصارعبارتند از:

قانون اعتقادات:

به هر چیز که اعتقاد داشته باشید چه درست چه نادرست، در قسمت نیمه هوشیار ذهن تاثیر می‌گذارد و با دقتی حیرت آور به عینیت در می‌آورد. هر امر باید ابتدا در قالب اعتقاد درآید تا به آن عمل شود. 

قانون انتظارات: 

هر آنچه که انتظارش را می‌کشید به سرتان می‌آید. مثلا اگر انتظار یک زندگی خوب و موفق را می‌کشید، همان را خواهید داشت و بر عکس. پس اگر هر عملی که انجام دهید از آن انتظار مثبت داشته باشید، نتیجه مثبت خواهید گرفت، حتما تاثیر این قانون را در زندگی روزمره زیاد دیده اید.

 قانون جاذبه:

منفی ها، منفی‌ها را جذب می‌کند و مثبتها، مثبت‌ها را، افراد با ذهنیت منفی؛ اشخاص منفی را جذب می‌کنند و بر عکس افراد با ذهنیت مثبت، اشخاص پر انرژی و مثبت اندیش را.

قانون جانشینی:

ذهن نیمه هوشیار در یک لحظه می‌تواند فقط به یک وجه از قضیه فکر کند" مثبت یا منفی". یعنی زمانی که می‌خواهیم به جنبه مثبت کاری فکر کنیم قادر نیستیم در همان لحظه جانب منفی آن را هم بسنجیم مگر آنکه جنبه منفی جانشین وجه مثبت شود.

قانون کارما: 

آدمی تنها آنچه را که می‌دهد، باز می‌ستاند. بازی زندگی بازی بومرنگ‌ها است. پندار و کردار و گفتار انسان، دیر یا زود با دقتی حیرت انگیز به خود او باز می‌گردد. کارما واژه‌ای است سانسکریت، به معنای "بازگشت" آنچه که آدمی بکارد همان را درو خواهد کرد. بسیاری از مردم از این واقعیت غافل هستند که هدیه دادن نوعی سرمایه گذاری است و اندوختن از سر حرص و احتکارجز تنگدستی عاقبتی ندارد.

قانون بخشایش: 

این قانون می‌گوید خطا‌های خود و دیگران را فراموش کنیم وببخشیم. فراموش کردن خطا‌های خود این حسن را دارد که تصویر ذهنی شخص از خود مخدوش نمی‌شود، هر اندیشه‌ی خشک و محدود کننده‌ای مثل مقصر دانستن خود، کینه و ناراحتی داشتن از دیگران در ذهن نیمه هوشیار اثر گذاشته، مانع پیشرفت می‌شود.

قانون پرهیز از تردید و هراس

جز تردید و هراس هیچ چیز نمی‌تواند میان انسان و آرمانهایش فاصله ایجاد کند اگر انسان بدون دلهره، برای تحقق آرزوهایش تلاش کند بی درنگ بر آورده خواهد شد. ترس، دشمن بزرگ بشر است. ترس از تنگدستی، ترس از بدبختی، ترس از شکست، ترس از بیماری، ترس از دست دادن و....

پس بیایید با ایمان به خداوند متعال که همیشه و در همه حال آگاه به امورات ماست ترس را کنار بگذاریم و به سوی موفقیت گام نهیم و بدانیم که فقط توکل به اوست که ما را به راه راست و پیروزی بر دشواری‌ها رهنمون می‌سازد.
 
مطالب فوق خلاصه چندین کتاب و نقطه نظرات محققین حوزه فیزیک کوانتوم و حوزه ذهن و NLP است که به زبان ساده و دنباله دار ارایه خواهد شد و نویسنده امیدوار است که این مطالب تاثیر مثبت بر ذهن و افکار مخاطبین عزیز داشته باشد و منتظر نظرات و پیشنهادات سازنده شما عزیزان هستیم.

نویسنده و محقق: سارا کریمی
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha:
آخرین اخبار