کد خبر: ۷۹۹۵۵۶
تاریخ انتشار: ۰۳ آذر ۱۳۹۸ - ۰۰:۱۳ 24 November 2019

افزایش بهره وری یعنی افزایش رونق تولید
اگر بهروری تولید در کشوری بالا رود یعنی رونق تولید اتفاق افتاده است و همه از آن سود خواهند برد.
امروزه در اکثر کشور های جهان این باور شکل گرفته و یا در حال شکل گرفتن است که برای افزایش تولید ناخالص ملی ، استفاده وسیع از نیروی کار یا سرمایه به تنهایی کافی نیست ، بلکه از آن مهمتر بالا بردن بهروری است .
زیرا وقتی بهره وری افزایش یابد ، تولید ناخالص ملی سریعتر از نهاده ها رشد می کند واگر منافع حاصله نیز عادلانه توزیع شود ، سطح زندگی مردم بالا رفته و توسعه اقتصادی ، اجتماعی سریعتر تحقق خواهد یافت . کوشش های افتصادی انسان همیشه و همواره معطوف به آن بوده است که حداکثر نتیجه را از حداقل تلاش ها و امکانات به دست آورد. درعصر ما آنچه بیش از همه چیز نه تنها بر عرصه اقتصاد که در همه مواردی که اساس تعاملات داخلی و بین اللمللی را تشکیل میدهد, رقابت و افزایش قدرت طلبی وسلطه بر بازارهای سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و......می باشد و آنهایی در این مسیر موفق بوده اند که با در نظر گرفتن تمام جوانب امرتوانسته اند از امکانات موجود با انتخاب بهترین روش ها بالاترین ارزش افزوده را ایجادو نهایت نتیجه را بگیرند. وقتی صحبت از بی نهایت به میان می اید تغییر وتحول و به روز بودن لازمه کارو فعالیت می شود وآنهایی این مسابقه را برده اند که بتوانند تغییرات را به نفع خود ودر مسیر هدف خود به کار گیرند.(( استفاده بهینه از امکانات ---  بهره وری ))
بهره وری: درجه استفاده موثر از هر یک از عوامل تولید است. محصولات مختلف با ادغام چهار عامل اصلی تولید، می شوند. یعنی زمین، سرمایه، کار و سازماندهی، نسبت این عوامل بر تولید معیاری برای سنجش بهره وری است.
ذکر این نکته ضروری است که بهره وری با مفاهیمی مانند: کارایی و اثربخشی تفاوت دارد.
کارایی یعنی خوب انجام دادن کارها و اثربخشی یعنی انجام دادن کارهای خوب البته کارایی و اثربخشی اجزای به هم بافته جهت تجلی و ظهور بهره وری هستند. واما تعریف سازمان بين المللي كارکه موردقبول وتوافق وسنجش کشورها می باشد:
بهره وري عبارت است از نسبت ستانده به يكي از عوامل توليد ( زمين ، سرمايه ، نيروي كار و مديريت )که داده گفته می شود . بهره‌ورى در حقيقت نسبت منابع ستاده (يا به‌دست آمده) به منابع داده (يا مصرف شده) مى‌باشد. البته مقوله بهره‌ورى به همين جا ختم نمى‌شود، بلکه بهره‌ورى مى‌تواند چند حالت به قرار ذيل داشته باشد:
اگر توليد کالا و يا خدمات (يعنى ستاده‌ها) از مرحله‌‌اى به بعد بيش از اندازه و نسبت منابع مصرف شده در توليد هر واحد کالا و يا خدمات (يعنى داده‌‌ها) افزايش يابند، پديده بهره‌ورى به نسبت ستاده به داده حاصل شده است. حالت ديگر اگر ميزان ستاده در فرآيندى ثابت باشد ليکن ميزان منابع داده (يا مصرف شده) کاهش يابد، به نسبت ميزان کاهش داده‌ها، بهره‌ورى تحقق يافته است. در اين وضعيت واحدهائى از منابع مصرفى (مواد اوليه، سرمايه يا منابع انساني) آزاد مى‌شوند که مى‌توان از آنها در فرآيند ديگرى استفاده کرد. بهره‌ورى فعاليتى هوشمندانه و دقيق و برنامه‌ريزى شده است که بتواند هر اندازه نسبت ستاده به داده را افزايش دهد. به‌عبارت ديگر بهره‌وري، به معنى استفاده بهينه و مطلوب از منابع مادى و انسانى است. بهره‌وري، در حقيقت شاخص عمده و اساسى در ارتقاء توانمندى انسان‌ها، سازمان‌ها، ملت‌ها و جامعه بشرى در باز توليد نعمات مادى و به‌حساب مى‌آيد. در سازمان بين‌المللى کار، بهره‌ورى به‌عنوان يک اصل اساسى در بهبود توليد و در خدمت بهتر مردم تعريف شد.
بهره وری دارای سطوح متفاوت و فراگیری است. سطح بهره وری شامل: فرد، خانواده، سازمان، کشور و بالاخره جهان است. 


تعاریف متعددی از بهره وری توسط سازمانها و مراکز مختلف علمی و پژوهشی در سطح جهان ارائه شده است به چند نمونه اشاره می کنیم.
بهروری از دیدگاههای مختلف کمی وکیفی بررسی می شود .
برخی معیارهای بهروری را می توان به تنهایی استفاده کرد و برخی با متغیرهای دیگر ترکیب میشوند .
فرازهايي از سياست هاي كلي تدوين برنامه اول تاششم توسعه كشور بر اساس مفاد سند چشم انداز جمهوري اسلامي ايران در افق 1404:
بهره‌گيري از روابط سياسي با كشورها براي نهادينه كردن روابط اقتصادي، افزايش جذب منابع و سرمايه‌گذاري خارجي و فناوري پيشرفته و گسترش بازارهاي صادراتي ايران و افزايش سهم ايران از تجارت جهاني و رشد پرشتاب اقتصادي مورد نظر در چشم‌انداز 
تلاش براي تبديل مجموع كشورهاي اسلامي و دوست منطقه، به يك قطب منطقه‌اي اقتصادي، علمي، فناوري و صنعتي 
تحقق رشد اقتصادي پيوسته، با ثبات و پرشتاب متناسب با اهداف چشم‌انداز

       ايجاد اشتغال مولد و كاهش نرخ بيكاري
فراهم نمودن زمينه‌هاي لازم براي تحقق رقابت‌پذيري كالاها و خدمات كشور در سطح بازارهاي داخلي و خارجي و ايجاد سازوكارهاي مناسب براي رفع موانع توسعه صادرات غير نفتي 
تلاش براي دستيابي به اقتصادي متنوع و متكي بر منابع دانش و آگاهي، سرمايه انساني و فناوري نوين 
ايجاد سازوكار مناسب براي رشد بهره‌وري عوامل توليد (انرژي، سرمايه، نيروي كار، آب و خاك و ...)

بخش اول قانون برنامه چهارم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي كشور با عنوان رشد اقتصادي دانايي محور در تعامل با اقتصاد جهاني آغاز شده است. بر اساس بند ب ماده 5 اين قانون سازمان مديريت و برنامه ريزي مكلف شده است نسبت به عملكرد دستگاه هاي اجرايي در زمينه شاخص هاي بهره وري و رتبه بندي دستگاها اقدام نموده و تخصيص منابع مالي برنامه چهارم توسعه و بودجه هاي سنواتي را با توجه به برآوردهاي مربوط به ارتقاء بهره وري كل عوامل توليد و همچنين ميزان تحقق آنها به عمل آورده و نظامهاي نظارتي فعاليت ها، عمليات و عملكرد مديران و مسئولين را بر اساس ارزيابي بهره وري متمركز نمايد.
برنامه ها وسیاستهای اقتصاد مقاومتی حتی نام گذاری در ابتدای هر سال رونق تولید،حمایت از کالای ایرانی و...که از طرف مقام معظم رهبری اعلام وابلاغ شده است همه وهمه حمایت از بهره وری جهت رشدو توسعه کشور می باشد .
ذینعفان بهروری چه کسانی هستند:
الف ـ  بخش عمومي کشور شامل1:- اصلاح ساختار اقتصادي كشور 2- اصلاح نظام و روش هاي اداري 3- ارتقاي بهره وري ملي
ب- بنگاه هاي اقتصادي شامل: 1- توانمند سازي كارشناسي 2- افزايش توان رقابت پذيري 3- افزايش سطح در آمد
ج- خانوارشامل 1- يادگيري مفاهيم بهره وري 2- بهبود دسترسي به كالا و خدمات 3- بهبود سطح اشتغال
بهره وری بنگاه اقتصادی یا سازمانی
بهره وري سازماني  یا یک بنگاه اقتصادی مشخص مي كند كه يك سازمان یا بنگاه چقدر خوب و يا چقدر بد از منابعي كه در اختيار دارد (انسان، سرمايه، ماشين، مواد ، تكنولوژي) براي رسيدن به اهداف (توليد خدمت يا كالا) استفاده مي كند. از آنجا كه مهمترين عامل ارتقاء بهره وري اعمال مديريت مناسب براي تعامل بهينه عناصر سيستم است، نوع مباحث و موضوعات مطروحه در باب بهره وري بنگاهی ویا سازماني، مباحث مديريتي هستند.
ايجاد زير بناهاي لازم جهت پيشبرد حركت بهره وري:
از آنجا كه فعاليت هاي بهره ورانه،‌حركتي در جهت تغيير محسوب مي شود، به صورت طبيعي با مقاومتي روبروست كه زمينه هايي را مي طلبد. لازم است مديريت سازمان بنگاه اقتصادی وشرکت به عنوان مقدمه اي براي اثبات نگرش خود نسبت به مشاركت در فرآيند بهره وري در مورد چندين موضوع مختلف به اتفاق نظر دست يابد. موضوع هايي از قبيل : 
1ـ تعريف بهره وري، متناسب با نوع سازمان 
2ـ اثرات استراتژيك بهبود بهره وري 
3ـ اولويت بندي در بهبود بهره وري 
4ـ ضرورت تخصيص منابع به طرحهاي بهبود بهره وري 
5ـ نقش منابع انساني در بهبود بهره وري 
يكي از نكات مهم در فرآيند مديريت بهره وري و برنامه ريزي آن، چگونگي تضمين نقش فعال و سازنده مديريت ارشد در سطوح مختلف بنگاه اقتصادی ویا سازمان می باشد مي باشد .
تعريف مناسب بهره وري درواحد تولیدی ،بنگاه اقتصادی یاسازمان ارایه کننده خدمات :
”  بهره وري ديدگاهي است كه همواره سعي دارد وضعيت امروز سازمان را از نظر كميت توليد ( استفاده از ظرفيت )، كيفيت، هزينه، ايمني و يا انگيزه كاركنان بهتر از ديروز و وضعيت فردايش را بهتر از امروز كند. بديهي است براي اينكه ديدگاه بالا را عملا باور كنيم ، نيازمند نظام و سيستم هستيم. بهره وري فرآيند تغيير اجتماعي است
راه حل ، بهره وری تغيير نحوه مديريت است نه كاربرد مكانيكي تغيير

استراتژی های توليد ارزش در بنگاه های اقتصادی یعنی افزایش بهروری
 مديريت بهره وري
1ـ منظور از مديريت بهره وري، اداره كردن مجموعه فعاليتهايي است كه به منظور ارتقاي بهره وري صورت مي پذيرد. 
2ـ مديريت موثر بهره وري مستلزم لحاظ داشتن دو معيار عملكرد، يعني اثر بخشي و كارايي به طور همزمان مي باشد چرا كه تنها هنگامي مي توان سيستمي را بهره ور دانست كه در آن سيستم، فعاليت هاي درست به صورت درستي انجام شوند. 
3ـ موفقيت مديريت بهره وري وابسته است به، برقراري تعادل ميان مديريت عملياتي و مديريت استراتژيك، چرا كه مديريت عملياتي مرتبط با كارايي و مديريت استراتژيك مرتبط با اثر بخشي مي باشد.
اصول مديريت بهره وري
1ـ تلاش هاي افزايش بهره وري بايد همه جانبه و توسط تمام كاركنان انجام شود. 
2ـ كوشش برای افزايش بهره وري بايد دائم و مستمر باشد .
3ـ در برنامه هاي افزايش بهره وري بايد از حمايت كامل، ‌فعالانه، ‌مشهود و مشاركت مديران تمام سطوح به ويژه مديران رده بالا برخوردار باشد . 
4ـ در برنامه هاي افزايش بهره وري بايد از جزء جزء دانش شغلي و خلاقيت هر چه بيشتر كاركنان، بدون در نظر گرفتن سمت آنها بهره برداري گردد. 
5ـ سازمان بايد بتواند شاخص هاي كمي سطوح بهره وري هر قسمت يا واحد را شناسايي كند. اگر اجزاي يك چيز ( Unity )  با يكديگر تعامل نكنند آنها يك مجموعه (Aggregation) راتشكيل مي دهند و نه يك سيستم را، يك جمعيت سازمان نايافته مثال آشنايي براي اين مفهوم است. بسياري از مجموعه هاي شركتي مجموعه بشمار مي آيند و نه سيستم، تنها وجه مشترك اجزاي اين گونه مجموعه ها مالكيت آنها است .
يران در اداره واحدهاي تحت مسئوليت خود به يك سازماندهي نياز دارند كه بتوانند موارد زير را مديريت كنند :
1ـ كنش متقابل واحدها و افرادي كه مسئوليت آنها را بر عهده دارند 
2ـ كنش متقابل واحدهاي تحت مسئوليت خود با ساير واحد هاي درون سازماني 
3ـ كنش متقابل واحدهاي تحت مسئوليت خود با سازمان هاي محيطي خود و يا واحد هاي مربوط به آن سازمان ها
عملكرد هر سيستم دو بعد دارد : درست كردن غلط ها(‌  Righting the wrongs )
1ـ كارايي همه كارهايي كه انجام مي دهد (‌درست انجام دادن كارها ) 
2ـ اثر بخشي آنچه كه انجام مي دهد  ( انجام دادن كار درست )‌
اما نكته قابل توجه اين است كه بهتر است درست هدف گيري كنيم و به خطا بزنيم تا اينكه غلط هدف گيري كرده باشيم و درست به هدف بزنيم. زيرا در حالت اول تشخيص اشتباه و تصحيح آن راحت تر و سريع تر است. 
(( و اين يك اصل مهم در سازمان دهي حركت بهره وري است )) 
با يك سازماندهي درست ، حركت بهره وري به طور مستمر گسترش می يابد . اين سازماندهي بايد حركت بهره وري را بعنوان يك جريان در كل فعاليتهاي اصلي در فرايند ارتقاء بهره وري با هدف دستيابي به رقابت پذيري جاري كند بطوريكه بهره وري كل سازمان و بنگاههاي تحت پوشش بعنوان يك سيستم ارتقاء يابد و اين در صورتی است که هفت شرط اصلی واساسی ( 7Cدر دنیا شناخته شده است )تحقق يابد.
1- ايمان و اعتقاد (Confidence & Trust)
بهره وري و کيفيت در دراز مدت تنها در صورتي بهبود مي يابد که ايمان و اعتقاد به اين عمل در تمامي سطوح بوجود آمده بطوريكه مديران ارشد از يكسو و كليه كاركنان از سوي ديگر به اين موضوع اعتقاد داشته باشند كه بدون ارتقاء بهره وري دستيابي به رقابت پذيري ممكن نيست و همچنين بدون دستيابي به رقايت پذيري نه تنها جهاني شدن بلكه بقاء نيز با چالش جدي مواجه است.

2- همکاری و تعهد (Cooperation & Commitment) 
در صورت گسترش فرهنگ اعتماد ،باور و احترام متقابل بين کارکنان و مديران ارشد  زمينه تعهد افراد در جهت پيشبرد اهداف سازماني و بالاخص پيشبرد فرايند مديريت بهروري و کيفيت ايجاد خواهد گرديد در اين صورت بهبود بهروري به عنوان مقصد مشترک همه کارکنان تلقي خواهد گرديد
3- ارتباطات( Communication)
مانع اصلي در راه موفقيت حركت بهره وري و روند بهبود رقايت پذيري در اغلب موارد عدم ارتباطات درست وروشن با مخاطبين ومديران در اين فرايند مي باشد. سازماندهي بايد طوري انجام شود كه از ابتدا كليه افراد موثر و دست اندر كار به موقع از اطلاعات لازم آگاهي يافته و  سيستم گزارش دهي به منظور ايجاد اطمينان از تحقق اهداف پيش بيني شده در مقايسه با اهداف عيني طراحي و به اجرا درايد بطوريكه همگان بتوانند به موقع از پيشرفت فعاليتها آگاه شده و همچنين موانع و ضعف و قوتها را در مسير شناسايي نموده و در صورت لزوم اقدامات اصلاحي را انجام داده و به دنبال آن اين چرخه بطور مستمر ادامه يابد. 

4ـ انسجام و بهم پيوستگي Coherence
مديريت بهبود بهره وري و كيفيت و سازماندهي بايد برمبناي سيستمي سازمان يافته و به هم پيوسته و منسجمي باشد كه در آن قوانين بازي و روشهاي كار به روشني تعريف شده باشند اين نكته نه تنها در مورد ساختار و مسئوليت هاي سازماني بلكه در مورد روشهاي اجرايي و تصميم گيري ها نيز مصداق داشته باشد .
بنابراين انسجام و بهم پيوستگي فعاليتها و مستند سازي در شروع فعاليت و ادامه آن يكي از ابزارهاي مهم اثربخشي و تاثير گذار بر موفقيت فعاليت ها مي باشد .
5ـ استمرار (Continuity)
مطالعه بر روي عملكرد سازمانهاي موفق نشان داده كه سطح بهره وري و كيفيت بدست آمده نتيجه تلاشهاي مستمر براي بهبود طي سالها بوده است و مسلماً به لحاظ تبيين يك فرهنگ تغيير آن هم بطور مستمر و پيوسته در سازمانها بايد تلاشهاي فراواني صورت پذيرد و ايجاد اين نگرش يا فرهنگ سازماني مشكلترين و موثرترين جنبه سازماندهي حركت بهره وري در سازمانها خواهد بود .

6ـ خلاقيت (Creativity)
اگر تمامي وجوهات ياد شده ساماندهي حركت بهره وري در سازمانها صورت پذيرد اما زمينه خلاقيت و نوآوري در بين كاركنان ايجاد نگردد و افراد رغبتي جهت انديشيدن و تقويت قوه خلاقه خود نداشته باشند مسلماً هيچگونه بهبودي در سازمان حاصل نخواهد شد ايجاداين ضمينه و امكان ضمن برقراري فعاليتهاي انگيزشي براي كاركنان در قالب سازماندهي گروههاي كاري كوچك كه بطور داوطلبانه تشكيل خواهد شد مسير و مسلماً بايد به دنبال مشاركت افراد و توسعه نامحدود ايده ها و نظريات نو باشيم .
- آموزش مستمر (Continues Training)
برقراري يك فرآيند مستمر آموزشي در تمامي سطوح شركت به همراه ايجاد رابطه مطلوب بين مديريت و نيروي كار مهمترين وظيفه سازماندهي حركت بهره وري مي باشد . غالباً از بين سطوح مختلف سازماني ، اهميت مديران رده مياني و پس از آن كاركنان و سرپرستان آنها به عنوان مخاطبين اصلي آموزش بهره وري بايد در نظر گرفته شود . در صورتيكه افراد بطور كامل با پيامدهاي بهبود بهره وري آشنا گرديده و آموزشهاي لازم جهت تحقق آن را بيابند مسلماً‌ آمادگي و زمينه لازم جهت ارائه پيشنهادات مرتبط با بهبود بهره وري را خواهند يافت .
بهبود بهره وري يک فرآيند تغيير است:
ورودی های تغییردر سیستم بنگاه اقتصادی ویا سازمانی بهبود بهره وری را شامل می شود( شکل زیر)
سيستم ارتقاي بهره‌وري مجموعه فعاليت هاي سيستماتيك و ساختار يافته براي حذف و يا كاهش تلفات ناشي از مواد ، انرژي ، ماشين ، انسان و يا تعامل نادرست ما بين آنها برنامه‌ريزي و به اجرا در مي آيد. 
سه گروه سيستم‌هاي ارتقاي بهره‌وري:
سيستم‌هاي متمركز بر حذف يا كاهش تلفات ناشي از مواد ، انرژي و ماشين (سخت افزار محور ) 
سيستم‌هاي متمركز بر حذف يا كاهش تلفات ناشي از عملكرد نيروي انساني (انسان افزار محور ) 
سيستم‌هاي متمركز بر حذف يا كاهش تلفات ناشي از تعامل نا مناسب ما بين نيروي انساني و ماشين، مواد و انرژي (نرم افزار محور ) 
جدول ذیل به 7 اتلاف وواکنش مرتبط که در بنگاههای اقتصادی علی الخصوص واحدهای صنعتی تولیدی توجه به انها 80 در صد ارتقا بهره وری افزایش میدهد بصورت خلاصه می پردازد.
مزايای بهبود بهره وری ، رونق تولید،بالا رفتن ارزش پول ملی، ایجاد اشتغال پایدار، نفوذ در بازارهای بین المللی،بالا رفتن حجم وارزش صادرات ،استفاده از تحقیقات وتبدیل ایده به ثروت ونهایتا تولید ثروت وارزش افزوده بهمراه خواهد داشت واین عوامل کاهش آسیبهای اجتماعی رابهمراه خواهدداشت (تلاش برای بهره وری بالاتر ، تلاش برای زندگی بهتر است)
مزایای دیگربهبود بهره وری:
بهبود كيفيت 

ـ افزايش درآمد 
ـ كاهش هزينه ها 
ـ بهبود ارتباط ، همكاري و روحيه كاركنان 
ـ تعريف دقيق بهره وري و مسئوليتها در فرآيند بهبود بهره وري 
ـ بالا بردن مهارت كاركنان در حل مسائل 
ـ افزايش آگاهي نسبت به بهره وري و كيفيت ، بهبود طرز نگرش نسبت به شغل و مشكلات كارگاهي 
ـ ايجاد روحيه و انگيزه كاري در اعضاء دوائر بهبود بهره

بهرام هاشمی

کارشناس و مشاور صنعت و اقتصاد

(دانشجوی دکتری تخصصی مهندسی صنایع )

 

 

 

منبع: تابناک
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار