کد خبر: ۲۹۷۴۸۲
تاریخ انتشار: ۲۷ شهريور ۱۳۹۵ - ۱۷:۱۶ 17 September 2016
تاريخـچه موسيقى ايران


نقوش و حجارى ها و نگـارگـرى هاى به جاى مانده از دوران باستان تا زمان اسلام نشان دهـنده عـلاقه و ذوق ايرانيان به هـنر موسيقى مى باشد. در دوران پس از اسلام موسيقى به دليل مخالف ها، شکوفايى دوران پـيشين خود را از دست داد. ولى به هـر حال به حيات خود ادامه داد. اين استمرار را مى توان در زمان صفويه در بناى کاخ چهـلستون و اتاق موسيقى کاخ عالى قاپو مشاهـده کرد.

موسيقى ملى ايران، مجـموعه اى است از نواهـا و آهـنگ هايى که در طول قـرن هـا، در اين سرزمين به وجود آمده و پـا به پاى ساير مظاهـر زندگى مردم ايران تحول وتکامل يافتـه، و بازتابى از خصوصيات اخلاقى، وقايع سياسى، اجـتماعـى و جـغـرافـيايى ملتى است که تاريخـش به زمان هاى بسيار دور مى رسد. ظرافت و حالت تعـمق ويـژه موسيقى ايرانى انسان را به تـفـکر و تعـقل و رسيدن به جـهـانى غـير مادى رهـنمون مى سازد.   
موسيقى ملى ايران، که مبـنا و سابقه اى بسيار کـهـن دارد، شامل شاخه هاى مختـلفى به شرح زير است:

1 - قـبل از اسلام: موسيقى هاى اقوام کهـن ايران شامل : بـخـتـيـارى، کردى، لرى و .....

2 - بعـد از اسلام:  
 الف - موسيقى مقامى ( حماسى، تعـزيه، عـزا ) 
ب - رديفـى ( دستگـاه هاى موسيقى سنـتى )

در دوره حاضر اين تـقـسيم بـندى به شرح زير است: 

1 - قـبل از اسلام 
2 - بعـد از اسلام 
3 - موسيقى هاى محـلى ايران و نغـمه هاى سنـتى ( ملودى هاى دو گـروه قـبل ) و تـنـظيم و تهـيه کلاسيک آنهـا. 

طبق روش طبقه بـندى جـديد در آواز و مقامات، که از حدود صد سال پـيش برقـرار شده، آواز و موسيقى سنـتى ايران را در دوازده مجـموعه قرار داده اند. 

از دوازده مجـموعـه تـقـسيم بـندى شده، هـفت مجموعـه که وسعـت و استـقـلال بـيـشـترى داشتـه اند، دستگـاه ناميده شده و پـنج مجموعـه ديگـر را که مستـقل نـبوده و از دستگـاهـهاى مزبور منشعـب شده اند، آواز ناميده اند. 
بنا براين موسيقى سـنتى امروز ايران، که باقى مانده مقامات دوازده گـانه قـديم است، قـبلا مفـصل تر بوده و امروز جـزئى از آن در دستـرس است. 
بر هـفت دستگـاه اصلى و پـنج آواز، تعـدادى گوشه استوارى و الگـوى نوازندگـان و خوانـندگـان امروزى است. 

شمار اين گـوشه ها را 228 ذکـر کرده اند، رديف هاى مخـتـلف و مشهـور استادان موسيقى سنـتى صد ساله اخـير مانـند آقا حسيـنـقـلى، ميرزا عـبدالله، درويش خان و صـبا نـيـز از هـمين نـظم پـيـروى مى کـند. 

اسامى دستگـاه ها و آوازهـا در موسيقى سنـتى ايران 
نام هـفت دستـگـاه اصلى عـبارت است از شور، ماهـور، هـمايون، سه گـاه، چـهـارگـاه، نوا و راست پـنجـگـاه؛ نام پـنج آواز بدين شرح است: اصفـهـان، ابوعـطا، بـيات ترک، افـشارى و دشتـي.   

اجـزاى دستـگـاه و آواز 

براى اجراى يک دستگـاه با يک آواز تـرتـيـبى را بايد رعـايت کرد که معـمولا اين چـنـيـن است: 
درآمد، آواز، تصنـيف و رنگ، از زمان مرحوم درويش خان و به ابـتکـارى وى پـيش درآمد و چـهار مضراب نيـز به اين سلسله مراتـب اضافه شده است. 

زنده ياد خالـقى، در اين باره چـنـين مى نويـسد:  
يکى از منابع ذيـقـيمت موسيقى هـر کشور آهـنگ هـا و نغـمات و ترانه هايى است که در نقاط مختـلف آن مملکـت، خاصه در دهـات، قصبات دور از شهـر به وسيله مردم بومى و روستايى خوانده مى شود و چون اين نوع موسيقى کـمتـر تحـت تاثـير افـکار مردم شهـر نـشـين واقع شده، طبـيعى تر و به موسيقى حقيقى و اصيل و قديمى آن کشور نزديکـتر است؛ جمع آورى آنهـا عـلاوه بر اينکـه باعـث حـفـظ و نگـهـدارى آنهـا است، کمکى هـم به تحـقـيق درباره مخـتصات آن مـمـلکـت مى کـند، و چـگـونگى و کـيفـيت آن را معـلوم مى نمايد.     

چـون در ايران اقوام مخـتـلفى ساکـنـند که از نظر فرهـنگ و قـومى تـفاوت هاى بـسيارى با يکـديگـر دارند، بنابراين موسيقى فولکوريک ايران داراى خصوصيات بسيار متـنوعى از نظر طرز بـيان و لحـن موسيقى است. مثـلا موسيقى آذربايجـانى، گـيلانى، خراسانى، بـخـتـيارى، کردى، شـيرازى و بلوچى نـه تـنـها ملودى هـا، که در گـويش نـيز با يکـديگـر بـسيار متـفاوتـند، از نظر فرم موسيقى مى توان از دو نوع موسيقى بومى در ايران نام برد:    

1 - تـرانه هاى بومى آوازى که به صورت انـفرادى يا دسته جمعـى خوانده مى شود.  
2 - رقص هاى محلى سازى که با سازهـاى محلى به اجرا در مى آيد.  

ترانه هاى محلى ايرانى از نظر ملودى بـسيار غـنى و پـر مايه است که از اين نـظر يـکى از غـنى ترين، زيـبا ترين و متـنوع ترين تـرانه هاى فـولکوريک دنـيا هـستـند. اين ترانه ها که نشانهً طرز فکر و تـمدن و فرهـنگ کـشور هـستـند، سينه به سينه نقـل شده و از نسلى به نسل ديگر مى رسد و آئينه تمام نماى افکـار و انديشه هاى مردمى اند که خود خالق و آفـريـنـنده آن بـشمار مى رونـد. اين تـرانه ها از وضع اجـتماع، طرز فکر، نوع زندگى و طبـيعـت که در سرزميـن ايران وجود دارد، يکى از غـنى ترين منابع فـرهـنگى ايران به شمار مى آيـند. اين تـرانه ها نمايانـندهً ملت و گـذشته ايران هـستـند و مى توانـند بهـترين الهام بخـش موسيقيدانان در پـديد آمدن آثار موسيقى عـلمى قرار گـيرند. 

نمونه هايى از موسيقى فـولکوريک ايران:   

موسيقى بـخـتـيارى، لرستان و فارس 
موسيقى گـيلان و تالش 
موسيقى کردستان 
موسيقى سواحل جنوب ايران 
موسيقى سيستان و بلوچستان 
موسيقى خراسان 
موسيقى ترکمن 
موسيقى آذربايجان 
موسيقى سازى 

موسيقى ايرانى از زمان هاى بسيار قديم عـمدتا با ساز و آواز توام بوده است و در کـتب تاريخى نيز هـرگـاه به موسيقى اشاره شده بـيـشتر نام الحان و ترانه ها بر جاى مانده است. ولى شکى نيست که موسيقى سازى نيز داراى اهـميت بوده است. 

در حدود صد سال قـبل موسيقى سازى به تـدريج راهـى مشخص در پـيش گـرفـت، و در اين رشته نوازندگـان و آهـنگـسازانى به وجود آمده و نوآورى هايى در اين زمينه انجام دادند. به طور کلى موسيقى سازى ايرانى داراى دو بخش اساس است: 
الف - تکـنوازى که بر پايه موسيقى سنـتى و بداهـه نوازى قـرار دارد.  
ب - هـمنوازى که بر پـايه کارهـاى جمعـى اعـم از گـروه هـاى کوچک يا بـزرگ يک صدايى و يا چـند صدايى استوار است.

تکـنوازى 
تکـنوازى در موسيقى مشرق زمين از اعـتبار و اهـميت فراوانى برخوردار است. به تعـبـيرى مى توان آن را مربوط به فـلسفه و عـرفان شرق و ايجاد ارتـباط معـنوى با عالم بالا دانست. چـرا که نوازنده شرق با ساز و موسيقى خود به نوعى عبادت خصوصاً در کـنج خلوت و تـنهـايى خود مى پـردازد.   

هـمنوازى 
از دورهً ناصرالدين شاه قاجار کار گـروه نوازى چـه در زمينه موسيقى و سازهاى سنتى و چه با رعايت اصول و قواعـد موسيقى ارکستر غربى که به وسيله مسيو لومر ( معـلم موسيقى فرانسوى که براى تـدريس در دارالفـنون آن زمان و رشتـه موسيقى نظام به ايران دعـوت شده بود) در قالب موسيقى نظام و سازهاى غـربى به ايران آورده شد، بـيشتر معـمول گـرديد. بعـدهـا کم کم کار گـروهى رونق بـيـشترى گـرفت، و با اضافه شدن سازهاى غـربى به جـمع سازهاى ايرانى و اجراى قطعـات ايرانى بر روى آنهـا با فـرم تازه معـمول شد. 
ايرانيان در مقاطع مختـلف تاريخى از آلات متعـدد موسيقى، به ويژه قـديمى ترين آنهـا يعـنى نى و دايره استـفاده مى نمودند. انواع آلات موسيقى که مورد استـفاده قـرار مى گـرفته و هـنوز هـم در گـوشه و کـنار اين کشور پـهـناور استـفاده مى شود به هـمراه يک تـقـسيم بـندى کـلى به اين شرح است:    

آلات موسيقى بادى:

نى 
نى از قـديمى ترين اين نوع است و شامل يک لوله استوانه اى از جـنس نى بوده که داراى هـفت بـند و شش گـره است. نى از دسته سازهـاى محـلى است و تـقـريـبا در تمام نقاط ايران معـمول و رايج است. 

سرنا 
سرنا ساز ديگـرى از خانواده آلات موسيقى بادى است که در تـمان نقاط ايران معـمول است و شامل سرناى بـخـتـيـارى و آذربايـجانى است. در ايران اين ساز به هـمراه دهـل و يا نقاره نواخـته مى شود. لازم به ذکر است که نواخـتن اين ساز در نقاط مخـتـلف کشور در مواقع خاصى و به منظورهاى مخـتـلف انجام مى شود. در کردستان با نواخـتن دهـل و سرنا مرگ کسى را خبر مى دهـند و در شمال ب هـمراهى طناب بازهـا سرنا نواخـته مى شود و در آذربايجان غـربى، روستائيان در عـروسى ها حين رقص چوبى، سرنا مى نوازند. 

کـرنا 
کرنا: سازى قديمى و تاريخى است که در استان هاى مخـتـلف ايران به شکـل هاى متـفاوت ساخـته و اجرا مى شود. مهـمترين کرناهـا، کرناى شمال، گـيلان و کرناى مشهـد است. اين ساز بـيـشتر در کردستان و آذربايجان مورد استـعـمال قرار مى گـيرد.

نى انبان 
نى انبان بـيـشتر در جنوب ايران مورد استـفاده قـرار مى گيرد و در بعـضى نقاط ايران آن را " خـيک ناى " نـيز مى نامند و در نقاطى از آذربايجان نيز نواخته مى شود. 

آلات موسيقى زهـى:

کمانچـه 
يکى از قـديمى ترين سازهاى زهـى، کمانچه است که اولين شکل ويولون امروزى است. اين ساز نـقـش تک نواز و هـمـنواز، هـر دو را به خوبى اجرا مى کند. کمانچه سازى ملى است. در تمام استان هاى ايران نواخـتن آن متداول است و بـيشتر در ميان طوايف ترک و ترکـمن رواج دارد. 

بربط 
بربط: سازى از خانواده سازهاى رشته اى مفـيد که به آن " ال عـود يا   لوت " نيز مى گـويـند. ساخـتمان اين ساز شـبـيه گـلابى است که از درازا به دو نـيم شده است. داراى کاسه اى بـزرگ و دسته اى کوتاه که در آغاز سه رشته سيم داشته است. 

رباب 
رباب: اين ساز زهـى است از چـهـار قـسمت شامل شکم خـربزه مانـند، سينه، دسته و سر تـشـکـيل شده است. سيم هاى رباب در قديم از روده و امروز از نخ نايلون ساخـته مى شود و مضراب رباب از پـر مرغ ساخـته شده است. اين ساز اساساً سازى محلى است و بـيـشتر در نواحى خراسان معـمول است و هـمچـنـين در نواحى سيستان نيز نواخـته مى شود. 

تار 
تار: يکى از سازهاى زهى اصيل ايران است که يک شـکم چـند قـسمتى دارد و داراى شش تار مى باشد. از اين گـروه ســــازهــا، سـه تار و دو تار را مى توان نام برد که نوازندگى دوتار در تـرکـمن صحرا و نواحى خراسان بـسيار معـمول مى باشد.

از سازهاى ضربى معـروف ايرانى دهـل، طبل و تـنـبک مى باشـند.  

دهـل 
دهـل: اين ساز از استوانه کوتاهى از جـنس چـوب که قـطر دايره آن حـدود يک مـتر و ارتـفاع آن 25 تا 30 سانتى متر است تـشکـيل شده و بر دو سطح دايره اى شکـل آن پـوست کـشـيده شده است. مضرابـش دو چـوب يکى به شکـل عـصا و ديگـرى ترکه اى نازک مى باشد. دهـل سازى کاملا محـلى و بـيـشـتر هـمراهـى کـنـنده با سرنا است. در مناطق فارس، بلوچستان و کـردستان بـيش از ساير جاها مورد استـفاده قـرار مى گـيرد. 

دايـره 
دايره: اين ساز ضربى که از حلقه اى چوبى تـشـکيل گـرديده که بر يکى از سطوح جانبى دايره اى شکل آن پـوست کشـيده شده است، اين ساز را با ضرب سر انگـشتان هـر دو دست مى نوازند و بـيـشتر شهـرى است تا محـلي. سازى است هـمراهى کـنـنده با ساير سازهـا. دايره در حال حاضر در آذربايجان بـيـشـتر از ساير جاهـا رواج دارد. 

طبل 
طبل: يکى ديگر از سازهاى ضربى که کوچکـتر از دهـل مى باشد و مضراب آن دو کوبه چوبى است و آن را در مراسم عـزادارى در اکثـر مناطق ايران مى نوازند. 

تـنـبک 
تـنبک: سازى است از پوست و چوب ( معـمولا گـردو ) و از دو قسمت گـلويى و استوانه اى تـشکـيل يافـته، سطح بالايى آن از پوست و قسمت گلويى آن که با دهانه اى گـشاد دارد باز مى باشد. 

سازهاى مضرابى ( زهـى - کوبى ) 
ساز منحصر بفرد ايرانى که در اين تـقـسيم بـندى قـرار مى گـيرد سنـتور است. اين ساز شامل جـعـبه اى ذوزنقه اى است و هـفـتاد و دو رشته سيم سفـيد و زرد تـشکـيل يافـته است. 
سنـتور اساساً سازى است که قابـليت تـکـنوازى و هـمنوازى را داراست و نواخـتن آن در تمام استان هاى ايران متـداول است.

مشاهير موسيقى:


تاریخـچه موسیقی ایران


باربد ،روح الله خالقی ، اديب خوانسارى ، امين الله حسين، آقا حسينقلى،نايب اسداله، محمد اسماعيلى، اسحق موصلى، آبتين اجلالى، فريدون احتشامى، امير ناصر آشتيانى (کيان)، ولى الله البرز، سياوش اکبرى، على اسدى،غلامحسين بنان، نور على برومند ، مهدى برکشلى ، تقى بينش، غلامحسين بيگجه خانى، على اصغر بهارى، باقرخان کمانچه ، رحمت الله بديعى، حبيب اله بديعى، پريسا،  فرامرز پايور، ارشد تهماسبى، على تجويدى، جلال تاج اصفهانى، بابک بیات، امير جاهد، روح الله خالقى، مرتضى حنانه، حسام السلطنه مراد، على جعفريان دوامى ، عبدالله درگاهى، اميرا رسلان خان  دماوندى، جناب غلامحسين درويش، حسين دهلوى ، ایرج خواجه نوری، نصرالله زرين پنجه،  زرياب ،کامبيز روشن روان، بهمن رجبى ، داريوش رفيعى،سليمان سپانلو ، حبيب سماعى ، محمد رضا شجريان ،  علیرضا افتخاری ،على اکبر شهنازى ، اکبر فلوت، ابوالحسن صبا،کامکاران،جواد معروفى، قمرالملوک وزيرى، شهرام ناظرى


تاريخچه هنرستان و هنرکده موسيقى ملى 
به منظور حمايت و پيشرفت هر چه بيشتر موسيقى ملى و اصيل ايران که در سالهاى بعد از جنگ جهانى دوم مورد هجوم قرار گرفته بود، انسان هايى علاقمند به هنر موسيقى و هنرمندانى والا مقام که به ايران و ايرانى و فرهنگ صوتى آن عشق مى ورزيدند و در رأس آنان زنده ياد روح الله خالقى بود، انجمنى به نام "انجمن دوستداران موسيقى ملى" در سال 1323 تأسيس نمودند.

اعضاى اين انجمن، دور هم جمع گشتند، دست در دست هم نهادند و چون تنى واحد براى اين امر مهم، با از خود گذشتگى ها و فداکاريهاى فراوان، شالوده برپايى مؤسسات فرهنگى و هنرى بزرگى را فراهم آوردند که بعدها بسيار در موسيقى ايران مثمر ثمر واقع شد و براى هميشه در تاريخ موسيقى ايران و فرهنگ صوتى اين سرزمين ثبت گرديده است.

گروهى از هنرمندان عضو اين انجمن، کنسرتهايى را برپا کردند که در آن، آهنگهاى محلى که خود تنظيم کرده بودند به اجرا درميآوردند و در ضمن با راديو نيز همکارى داشتند.
براى اينکه "انجمن دوستداران موسيقى ملى" فعاليت ها و شعاع کارهاى خود را بتواند گسترش دهد، مى بايستى انجمن داراى اساسنامه و سازمان و مکانى باشد و در ضمن به ثبت قانونى برسد که صورت رسمى به خود گيرد.
به همين منظور، عده ايى از استادان موسيقى، طى چند جلسه مشورتى، نام "انجمن دوستداران موسيقى ملى" را به "انجمن موسيقى ملى" تبديل کردند و فرج الله بهرامى به سمت رئيس انجمن موسيقى ملى، علينقى وزيرى به سمت نايب رئيس انجمن موسيقى ملى، روح الله خالقى به سمت دبير انجمن موسيقى ملى، دکتر على فرهمندى، محمد على امير جاهد، لطف الله مفخم پايان، حسينعلى ملاح، مهدى مفتاح و تعدادى ديگر به عضويت انجمن موسيقى ملى انتخاب گرديدند. انجمن پس از تنظيم و تدوين اساسنامه خود و ثبت آن در مراجع قانونى از مهرماه 1323 رسماً کار خود را آغاز کرد.

درباره تاريخچه تأسيس اين انجمن و فعاليت هاى آن در اولين نشريه انجمن چنين آمده است:
«اين انجمن به منظور پيشرفت موسيقى ايران و اشاعه آن در ششم تيرماه 1323 تشکيل شد. هيئت مؤسسين هر يک مبلغى به عنوان سرمايه اوليه به صندوق انجمن پرداخته و ماهانه اى به نام حق عضويت که مبلغ آن کمتر از 50 ريال نيست مرتباً مى پردازند. اين انجمن داراى هيئت مديره پنج نفرى است که سالى دو مرتبه در جلسه همگانى از ميان اعضاى مؤسس انتخاب مى شوند و اين سمت را افتخاراً قبول کرده، کارهاى اجتماعى و مالى انجمن را به مسئوليت مشترک يکديگر انجام و گزارش کارهاى خود را به جلسه همگانى ميدهند. از سرمايه صندوق به منظور امورى که وسيله پيشرفت و اشاعه موسيقى ملى ايران باشد از قبيل دادن کنسرت و چاپ رسالات و نت هاى مربوطه به موسيقى استفاده مى شود و سودى که کمتر از صدى ده سرمايه استفاده شده نباشد با اصل سرمايه به صندوق مسترد مى شود. اعضاى انجمن ميتوانند در مواقع ضرورت از سرمايه صندوق وام بگيرند به شرط اينکه وام خود را سه ماه با سود 5 / 1 درصد ماهانه در مدت سه ماهه به صندوق مسترد دارند. صندوق انجمن در بانک ملى داراى حساب مخصوصى مى باشد و اين سرمايه در تاريخ 20 دى ماه 1323 بالغ بر 50 / 46541 ريال بوده است».

خدمتگزار بزرگ به موسيقى ملى ايران استاد روح الله خالقى خود، درباره نحوه کار و عملکرد انجمن موسيقى ملى مينويسد:
«البته اساسنامه انجمن موسيقى ملى قبلاً نوشته شده بود و در ارديبهشت 1324 به ثبت رسيد و شخصيت حقوقى يافت و هيئت مديره آن بکار و فعاليت پرداخت تا موجبات پيشرفت موسيقى ملى و اشاعه اين هنر را فراهم آورد. يکى از اقداماتش با تصويب وزارت فرهنگ، تأسيس چند کلاس آزاد مجانى براى تعليم موسيقى بود. در محل هنرستان عالى موسيقى تا جوانانى که استعداد و قريحه خوب دارند و دسترسى به هنرآموزان باهنر پيدا نمى کنند مى پذيرفت استفاده نمايند. کلاس هاى مزبور از اين قرار بود:

1- کلاس سنتور به هنرآموزى حبيب سماعي. 
2- کلاس تار به هنرآموزى موسى معروفى و عبدالعلى وزيري. 
3- کلاس ضرب به هنرآموزى حسين تهراني. 
4- کلاس ويولن به هنرآموزى ابوالحسن صبا. 
5- کلاس پيانو به هنرآموزى جواد معروفي. 

اين کلاسها که چند سالى داير بود کمک شايسته اى به پيشرفت نوازندگان کرد و اغلب کسانى که هم اکنون کار نوازندگى دارند از تربيت يافتگان کلاسهاى مزبور هستند، ولى کلاس سنتور بعد از چند ماه بهم خورد چون حبيب سماعى مراقبت زيادى نداشت.»

يکى از آرزوهاى اعضاى انجمن موسيقى ملى اين بود که از خود داراى محلى مناسب با ساختمان مخصوص باشند که کنسرتها را در سالن آن بدهند. نخست در صدد اجاره محلى برآمدند، ولى خانه اى که داراى تالار بزرگ باشد پيدا نکردند يا اگر بود نامناسب بود و مال الاجاره آن هم خيلى گران مى شد. سليمان سپانلو که از اعضاى انجمن بود حاضر شد خانه خود را در خيابان هدايت در اختيار انجمن بگذارد که در فضاى آن يک سن تابستانى ساخته شود. نقشه سن مزبور توسط مهندس منوچهر دولتشاهى عضو انجمن کشيده شد، و چنين پيش بينى گرديد که از اول خردادماه 1324 کنسرت هاى اختصاصى انجمن در آنجا داده شود و باشگاه موسيقى هم در همان محل تأسيس شود.

براى تهيه اعتبار جهت ساختمان سن و خريد لوازم باشگاه در نظر گرفته شد که کنسرت مجللى در باشگاه افسران توأم با شب نشينى داده شود.برنامه کنسرت تهيه شد و در 19 ارديبهشت ماه سال 1325 عملى گرديد. در اين کنسرت علاوه بر آهنگهاى ديگر چند قسمت جالب هم تهيه شد. يکى اين که استاد علينقى وزيرى با نواختن تار بر رونق کنسرت افزود. ديگر اينکه سرکيس جانبازيان استاد بالت با شاگردان هنرستان خود چند رقص و بالت اجرا نمود. اين آهنگ در روى يکى از غزليات شاعر معاصر شهريار ساخته شد:

آمدى جانم به قربانت ولى حالا چرا                             بى وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا

موضوع قابل توجه ديگر اينکه محمد باقرى عضو انجمن، سنتورى ساخته بود که مثل قانون داراى خرکهائى بود که تغيير کوک ساز را آسان مى کرد و تغيير مقام و مايه با آن ترتيب به سهولت انجام ميگرفت. دخترش پريچهر باقرى نيز نواختن اين ساز را خوب فراگرفته بود.
از درآمد کنسرت و شب نشينى مزبور سن تابستانى انجمن ساخته شد و باشگاه نيز داير گرديد و از آن پس کنسرتهاى ماهى دوبار انجمن در اين محل داده شد.

علاوه بر کنسرت هاى اختصاصى که ماهى دو مرتبه براى اعضاى انجمن داده مى شد، در دوره اى که انجمن فعاليت داشت، کنسرتهاى ديگرى نيز داده است که بطور خلاصه به آنها اشاره مى شود:

1- کنسرت در جامعه فارغ التحصيل هاى دانشسراى عالى در دوم ارديبهشت 1324. 
2-کنسرت به افتخار کنگره پزشکى ايران در شانزدهم تيرماه 1324 در سالن تماشاخانه تهران که هنرمندان هنرستان بالت سرکيس جانبازيان و چند تن از هنرپيشگان تماشاخانه تهران زير نظر غلامعلى فکرى، کارگردان معروف با شرکت بانو ملوک ضرابى در نمايش نامه "حرم شرقى" در اين برنامه نيز شرکت داشته اند.
3- شرکت ارکستر انجمن در برنامه جشن سالانه فرهنگ در شانزده مهرماه 1324. 
4- شرکت در برنامه جشن سالانه تأسيس و استقلال دانشگاه در پانزده بهمن ماه 1324، آهنگ "ديلمان" و چهار مضراب "دشتى" که توسط جواد معروفى براى ارکستر آماده شده بود، اولين بار در اين کنسرت اجرا شد و بسيار جلب توجه کرد.
5- شرکت در برنامه کنسرت به نفع دارالتأديب در شانزدهم خردادماه 1325. 
6- شرکت در جشن آغاز دومين سال کانون کارمندان ليسانسه دولت در تالار دانشکده حقوق، در بيستم اسفندماه 1325 که در اين برنامه علاوه بر عبدالعلى وزيرى که همواره در کنسرتها شرکت داشتند، آواز دلپذير بنان نيز بر رونق کنسرت افزود.
7- کنسرت در سالن انجمن براى ذکر خدمات انجمن به هيئت دولت و جلب توجه آنان که از اين مؤسسه پشتيبانى کنند در ششم ارديبهشت ماه 1326.
برنامه اين کنسرت بسيار متنوع بود و يکى از بهترين کنسرت هاى انجمن به شمار مى آمد که براى تهيه آن زحمت بسيار کشيده شد. در قسمتى از کنسرت برنامه اى اجرا شد که "يادى از گذشته" نام داشت و شامل آواز بنان همراه با ويولن ابوالحسن صبا و پيانوى مرتضى محجوبى و تار لطف الله مجد و ضرب حسين تهرانى بود. دستگاه شور با يکى از تصنيف هاى عارف خوانده شد و بعد از سالها که نام عارف فراموش شده بود، يادى از او به ميان آمد.
8- بنابه مقتضاى جمعيت دوستداران فرهنگ فرانسه، انجمن موسيقى در هفتم ارديبهشت همان سال کنسرتى در سالن انجمن موسيقى ترتيب داد که شنوندگان ايرانى بيشتر از خارجيان بودند.
9- کنسرت انجمن به نفع پرورشگاه خيريه بانوان در بيست آذرماه 1326 در تالار فرهنگ. 
10- کنسرت انجمن به مناسبت جشن هفت روزه شير و خورشيد سرخ ايران در تالار فرهنگ در ششم آبانماه همان سال.
11- کنسرت به ياد حافظ (29 ارديبهشت 1327) در سالن سينما رکس، اين کنسرت برنامه جالبى داشت که تار تنهاى استاد علينقى وزيرى از قسمت هاى مهم آن بود، ضمناً براى اولين بار ملکه هنر (حکمت شعار) دو قطعه از ساخته هاى وزيرى را به نام "غم مخور" و "دلتنگ" با آوازى دلنشين بخواند و عبدالعلى وزيرى در نقش حافظ با خواندن آهنگ "نيمشب" هنرنمايى کرد.
12- کنسرت در هشتم مهرماه 1327 با برنامه مخصوص، در اين برنامه نيز ملکه هنر دو قطعه يکى بنام "شکايت نى" و "مى ناب" خواند شد.
13- کنسرت در سالن انجمن در تاريخ پانزدهم خردادماه 1328 که به مناسبت آغاز ششمين سال تأسيس انجمن داده شد. بنان آهنگ "مشتاق و پريشان" اثر وزيرى و ملکه هنر هم قطعه "نا اميد" را از وزيرى به سبک شيوايى خواندند که در حضار اثر مطلوب گذاشت.
14- کنسرت در سالن انجمن در 29 دى 1328، در اين شب دوشيزه طليعه کامران براى اولين بار در حضور جمع سنتور نواخت و مورد تحسين قرار گرفت. او از شاگردان حبيب سماعى بود که بعد از آن استاد، هنر خود را نزد استادان ديگر مانند ابوالحسن صبا و حسين تهرانى تعقيب کرد و ترقى شايان نمود.
15 کنسرت براى جامعه فرهنگيان در تاريخ بيستم بهمن 1328 در تالار فرهنگ. چون وزارت فرهنگ با تأسيس هنرستان موسيقى ملى موجب بقاى انجمن موسيقى ملى را فراهم کرد، هيئت انجمن مخصوصاً در اين برنامه شرکت کرد تا از مساعدت فرهنگ تشکر کند و ضمن سخنرانى مختصرى نيز اين مطلب گفته شد.

هنرستان موسيقى ملى 
هنرستان موسيقى ملى در مهرماه سال 1328 شمسى طبق اساسنامه اى که در شهريور ماه همان سال در ششصد و نود و هشتمين جلسه شوارى عالى فرهنگ وقت به تصويب رسيده بود تحت نام "هنرستان موسيقى ملى" رسماً تشکيل گرديد.

چگونگى تأسيس هنرستان موسيقى ملى 
انگيزه تأسيس اين هنرستان قبل از هر چيز نياز بوده است که در آن روزگار نسبت به موسيقى ملى احساس ميشده است. توضيح آنکه در هنرستان عالى موسيقى "کنسرواتور" موسيقى کلاسيک غربى و موسيقى ملى هر دو تدريس مى شده است، براى جمعى از استادان اين فکر پيش آمده بود که اين دو نوع موسيقى در کنار يکديگر و در يک محيط با توجه به خصوصيات متفاوت سازگار نيست، بنابراين جدائى و تشکيل هنرستان ديگرى را در فکرها تقويت مي کرد.

در چنين اوضاع و احوالى ناگهان به علت تغييرات سياسى در نظام اجرائى کشور، مسئوليت اداره موسيقى کشور و هنرستانهاى موسيقى که زير نظر زنده ياد استاد على نقى وزيرى قرار داشت به شخص ديگر واگذار گرديد که نسبت به موسيقى ملى نظر مساعدى نداشت و يا به قولى بيگانه بود، نتيجه آن شد که موسيقى ملى از برنامه هاى هنرستان مذکور حذف گرديده و همه استادان مربوطه از کار برکنار و يا بکارهاى دفترى گمارده شوند.
 
منبع: سایت ایران را بشناسیم



منبع: تابناک
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار